بررسی پرونده های جنایی خارجی

بررسی پرونده جنایی قاتل سریالی جان آکروید

قسمت اول

در سال ۱۹۷۷ خانم مالین گابریلسن ۲۰ سالش بود  و ۲ ماه قبل اولین فرزنده خودش را به دنیا اورده بود و بعد از این که فرزندش بزرگتر شد تصمیم گرفتند که با شوهرش به پیکنیک بروند و برای همین یکی از دوستان خود را راضی کرد که مراقب بچه اش باشد و بعد آن روز موهایش را به عقب بست و شلوار سبز رنگ پوشید و بعد چکمه‌هایش را پوشید که شوهرش برایش خریده بود، حتی آن زوج توانایی خرید آن را نداشتند.

و با دخترش خداحافظی کرد و گفت “مامان شما را خیلی دوست دارد.” “دختر خوبی باش.”

این زن و شوهر حدود ۹۰ مایل از خانه خود دور شدند و در نزدیکی زمین های رودئو چادر زدند. دور آتش نشستند و آبجو نوشیدند. بعداً همان شب، مارلین و شوهرش وقتی که شوهرش گفت که می‌خواهد فردا با چند نفر از دوستانش بیرون برود با هم دعوا کردند. مارلین بلند شد تا به خانه برود. و با بچه اش دیدار کند

برای همین آمد کنار جاده که سوار ماشین های عبوری شود هوا تاریک بود، حوالی نیمه شب ماشینی برایش ایستاد و  غریبه ای گفت که دوستش، جان آکروید، می تواند او را به مسیرش برساند. مارلین مست بود در همان حال مستی  سوار ماشین شد و بعد از دقیقه دوست جان اکروید از ماشین پیاده شد

مارلین نگاهی به یک تفنگ کالیبر ۲۲ روی صندلی جلو و یک چاقوی شکاری که نزدیک صندلی راننده گیر کرده بود، انداخت. او با آکروید تنها بود. وقتی به خواب رفت، فکری در ذهنش پیچید: دستگیره درب از بین رفته بود. او به دام افتاده بود.

مارلین در خواب بود که حدود یک ساعت بعد از رانندگی، آکروید از بزرگراه ۲۰ خارج شد و به یک جاده قدیمی رفت. مالین از خواب بیدار شد و متوجه شد که جان اکروید اور را محکم از ماشین بیرون می کشاند. به طوری که سر مالین به چارچوب در کوبید شد. او نفس نفس زد. تیغه چاقوی شکاری آکروید را روی گردنش احساس کرد. آکروید که برای اولین بار صحبت می‌کرد، با صدای آهسته و خش دارش که کمی کشش داشت، گفت: «کاری را که من به شما می‌گویم انجام خواهید داد. در همین حال شلوار جین او را با چنان قدرتی پاره کرد، که شلوار از کمر تا مچ پا از درز شکافت. چکمه‌ها و لباس‌های زیرش را تکه تکه کرد و او را روی زمین انداخت.

پس از تجاوز، آکروید چاقو را به شلوار جین کثیف خود زد. مارلین به آرامی ایستاد و فقط تی شرت و ژاکتش را پوشیده. نگاهی به اطراف جنگل تاریک انداخت. جان آکروید گفت”من مطمئن نیستم با شما چه کنم.” مالین گفت: “شما می توانید مرا به خانه ببرید.” و او در جواب گفت”نمی دانم که می خواهم این کار را انجام دهم.” مالین گفت: “من یک بچه دارم که حتی یک سال هم ندارد.” “لطفا مرا به خانه ببرید.” آکروید لحظه ای طولانی به او نگاهی انداخت، سپس از صندلی عقب ماشینش یک شلوار چهارخانه تیره را برداشت. مارلین آنها را پوشید و با یک کمربند کمر او محکم بست تا از لیز خوردن شلوار جلوگیری کند. آنها دوباره سوار ماشین شدند و به راه خود در بزرگراه ۲۰ به سمت غرب ادامه دادند.

جان اکروید توقف کوتاهی در خانه ای که با مادرش زندگی می کرد انجام داد. رفت داخل خانه  تا نوشابه بیاورد و از حمام استفاده کند. مارلین از ترس در ماشین منتظر ماند. مالین به مدرکی نیاز دارد تا پلیس بتواند بعداً او را پیدا کند. او نمی توانست شماره خانه را از ماشین ببیند. هنگامی که جان آکروید برگشت، شماره تلفن او را خواست تا به شناسایی او کمک کند و همچنین جان اکروید فکر کند که او را دوست دارد. بنابراین آن را روی پاکت سیگار نوشت. آکروید گفت: «شاید بتوانیم دوباره همدیگر را ببینیم.

او ۱۲ مایل دیگر جاده را رانندگی کرد و جلوی خانه مادرشوهرش مالین ایستاد، جایی که از او خواسته بود که تا او را پیاده کند. مارلین از ماشین بیرون پرید، سریع به سمت خانه حرکت کرد. در حالی که او دیوانه وار به درب می کوبید، به چکمه‌هایش چسبیده بود، موهایش خاکی شده بود. مادرشوهرش در حالی که درب را باز کرد گفت: وای خدای من. “چی شد؟” مارلین گفت: با پلیس تماس بگیرید.

آکروید به پلیس ها گفت که مارلین او را در صندلی جلوی ماشین خود تحریک کرده است. او گفت که یک جفت شلوار به او داده است زیرا هنگام درآوردن شلوار، شلوارش را پاره کرده بود.

مادرش جان آکروید به کارآگاهان گفت که آن شب از پنجره بیرون را نگاه کرده و مارلین را در صندلی جلوی ماشین پسرش دیده است.

او گفت پسرش از حضور زنان در ماشینش خجالت می کشید. و همچینین دوست جان اکروید که در زمان سوار شدن مالین، داخل ماشین بود به پلیس گفت که آکروید مرد خشنی نیست و زن مست بوده است.

بازرسان با مادرشوهر مارلین نیز صحبت کردند. او به یاد می آورد که چگونه مارلین به خانه اش رسیده بود و گریه می کرد و می گفت اتفاق وحشتناکی رخ داده است. او یک کیسه کاغذی قهوه ای رنگ با لباس هایی که مارلین در شب حمله پوشیده بود به پلیس تحویل داد.

در بیمارستان هم، یک افسر متوجه خراش هایی در پشت مارلین شد. یک پزشک کبودی در پشت پاها و زانوی او را شناسایی کرد. و پلیس ها مشکوک بودند که رابطه بین مارلین و آکروید توافقی بوده.

چند هفته بعد، مارلین برای دادن تست دروغ سنج به اداره پلیس رفت و کاراگاهان او را به اتاق کوچکی با میز تحریر بردند. و از او یک سری سوال پرسید:

آیا او حقیقت را در مورد تجاوز جنسی گفته است؟

آیا او احساس می کرد به او تجاوز شده است؟

آیا سوالی وجود داشت که از پاسخ دادن می ترسید؟

نتیجه گیری یک گروهبان در گزارشی تایپ شده بود که در پرونده ای قرار گرفت: مارلین دروغ می گفت. او هیچ توضیحی ارائه نکرد.

پلیس ها از آکروید چهار سوال پرسیدند. “آیا دختر از شما خواسته است که کمی با هم خوش بگذرانید؟ گفت:” بله، او گفت.

و آیا او را با چاقو مجبور به رابطه جنسی کردی؟

آیا هنگام رابطه جنسی چاقو در دست داشتید؟ و سوتینش را پاره کردی؟

آکروید گفت: نه.

آزمایشگر پولیگراف تشخیص داد هیچ فریب شناسایی نشد.

دادستان منطقه در مورد تعقیب قضایی جان اکروید اعلام کرد. که آکروید هیچ اتهامی نخواهد داشت.

دو سال بعد، عده دیگری از بازرسان روی گزارش پلیسی که شرح واقعه مارلین را نوشته بود، کار کردند یک گروهبان پلیس ایالتی و یک ستوان از دفتر کلانتری محلی با مارلین در خانه او  صحبت کردند. او این حمله را به تفصیل شرح داد که چگونه مرد لباس زیر و چکمه هایش را بریده است. او چکمه های آسیب دیده آویزان شده خود را به مردان نشان می داد. بازپرس ها رفتند. آنها در گزارش خود خاطرنشان کردند که چگونه افسران اصلی نتوانستند پرونده تجاوز جنسی را پیگیری کنند، حتی اگر شواهد فیزیکی روایت مارلین را تأیید کند.

اما اتهام تجاوز در آن روز اولویت آنها نبود. آنها در حال تحقیق در مورد قتل یک زن جوان در یک جاده مجزا در خارج از بزرگراه ۲۰ بودند. این منطقه حدود نیم ساعت با ماشین از جایی که مارلین مورد تجاوز قرار گرفت فاصله داشت.

مظنون جان آکروید بود

اواخر سال ۱۹۷۸ بود که کی ترنر ۳۵ ساله همراه با همسر و چند تا از دوستانشان رفته بودند خارج از شهر

 

مشاهده بیشتر

radin

سلام رادین هستم. کارشناس ارشد جزا و جرم شناسی همان طور که شاهد هستید این وبسایت اولین وبسایتی هست که توانسته فایل های صوتی دروس اساتید حقوق را برای دانلود جمع آوری کند بنابراین از شما بینده گرامی تقاضا دارم که به نوبه خود این وبسایت را به دوستان خود معرفی کنند تا دیگران هم از مطالب و فایل ها استفاده کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا